حدود چند ماه پیش یکی از اهالی روستای زیبای ارزنه در مورد غاری که در ایام قدیم بسیار بزرگ و طولانی سخن گفت ما را به هیجان وا داشت تا از این غار دیدن کنیم.
در روز یکشنبه طی تماسهای تلفنی با آقای عامری راهی منطقه شدیم تا به دیدن آقای اسدی که معروف به دشتبان بود رفتیم که متاسفانه موفق به دیدن ایشان نشدیم و دوباره دنبال دهیار روستا گشتیم که با برخورد بد ایشان روبرو شدیم و با اسرار زیاد که ما از راه دور امدیم چند دقیقه وقتتان را به ما بدهید با جواب ایشان که در جلسه هستم نمی توانم.
پس از مراجعه به محل جلسه با صحنه ای مواجه شدیم که نمی دانم چه بگویم...
در بیرون از کارخانه شیر در زیر افتاب صبح چند نفر جمع و خنده و .....( این هم مدل جدید جلسه)
خلاصه پس از ۲ ساعت یک نفر را با خواهش و تمنا پیدا کردیم تا ما را به مبلغی که پیشنهاد شد به دهانه غار ببرد.
اهالی روستا که با خرافاتی زندگی می کردند همه ما را منع از رفتن به درون غار می کردند که این غار نگهبان دارد و شما را نفله می کند و دو تا شیر در انجا است و ...
حدود ساعت ۹ پس از خوردن صبحانه و بستن تجهیزات به داخل غا شدیم .
در اول مسیر باید بصورت سینه خیز وارد شویم و سپس حدود ۱۰ متر به جلو می رویم که مسیر به سمت راست می پیچد و ۴متر دیگر می رویم و دوباره به سمت راست کشیده می شود و حدود ۱۰ متر و در واقع این غار یک مثلثی بیش نیست که دوباره به مسیر شروع می رسی و تنها چیزی که نگاه مان را جلب کرد تعدادی خفاش بود.
سپس به بیرون امدیم و توسط راهنما که می گفت یک چاه مانند در بالای کوه است راهی بالای کوه شدیم که متاسفانه پس از کلی گشتن به یک محلی رسیدیم که راهنما می گفت همینجا است ولی پر کردند .
و این بود پیمایش ما در غاری که اهالی روستا از داخل شدن در ان واهمه داشتند.
نفرات شرکت کننده :
جواد موصلی ( سرپرست)
حاج حسن ذکائی
سعید زوری
علیرضا ترحمی
کاربران تبریک جهت ورودتان سایت اصلی ما tazetarinha.niloblog.com ثبت کالاودرج آگهی بانازلترین قیمت برروی کادرزیرکلیک کنید...ما را در سایت کاربران تبریک جهت ورودتان سایت اصلی ما tazetarinha.niloblog.com ثبت کالاودرج آگهی بانازلترین قیمت برروی کادرزیرکلیک کنید دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: رضا شوقی زاده
بازدید: 115