سلام دوستان الان ک این پستو مینویسم ساعت 6 صبح در ی هوای کاملا خوب میخوام باهتون دردو دل کنم مطلب امروز من مربوط ب گردشگری نیست.حرفای من مربوط بشخص یا گروه خاصی نیست فک کنم حرف دل خیلی از بچه هاست. راستش امروز وقتی بیدار شدم نا خودا گاه یاد تابستون پارسال که ی روز در میون میرفتیم پارک ملت بدمینتون ب هوای هم پنج صبح بیدار میشدیم و میومدیم ولی الان فک نکنم حتی حاضر باشیم ی هفته صبح زود بیدار شیم نمیدونم شاید گرفتاریا زیاد شده یا حوصلش نباشه.اگه مشکلی برای هر کدوممون پیش میفتاد اگه کاری از دستمون بر میومد انجام میدادیم ولی الان اگه بخوایم ب هم کمک کنیک باید ببینیم حوصلشو داریم یا وقتشو داریم.اگه اوایل ب هم زنگ میزدیم یا پیامک میدادیم از حال هم جویا میشدیم خیلی خوشحال میشدیم ولی الان اگه این کارو کنیم یا ب منظور گرفته میشه یا دخالت.مگه نمیگن دوستیا با گذشت زمان عمیق تر میشه پس چرا این زمونه داره فاصلش بیشتر میشه چرا داره جنسش عوض میشه چرا بازدن ی حرف از هم ناراحت میشیم پای دخالت میزاریم ن پای صمیمیت.و خیلی چرا های دیگه.....نمیدونم چرا روزگارو واسه خودمون سخت تر میکنیم.دنبال چی میگردیم نمیدونم ب کجا میخوایم برسیم نمیدونم راستش حکایت زیاده اما سرتونو بدرد نمیارم.امیدوارم حالتون هر جایی ک هستید خوش باشه و سعی کنیم کینه هامون نسبت ب هم کم کنیم و دوستیامون عمیقتر باشه.حالتون خوش

کاربران تبریک جهت ورودتان
سایت اصلی ما tazetarinha.niloblog.com
ثبت کالاودرج آگهی بانازلترین قیمت برروی کادرزیرکلیک کنید...
ما را در سایت کاربران تبریک جهت ورودتان
سایت اصلی ما tazetarinha.niloblog.com
ثبت کالاودرج آگهی بانازلترین قیمت برروی کادرزیرکلیک کنید دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: رضا شوقی زاده
بازدید: 106
تاريخ: چهارشنبه
20 شهريور
1392 ساعت: 15:08